افق روشن
براي بابك
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
ومهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود بوسه است
وهر انسان
برای هر انسان
برادری است
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل
افسانه ای است
و قلب
برای زندگی بس است
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی
روزی که هر لب ترانه ای است
تا کمترین سرود بوسه باشد
روزی که تو بیایی برای همیشه بیایي
و مهربانی با زیبایی یکسان شود
روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم
و من آن روز را انتظارمی کشم
حتی روزی که دیگر
نباشم
از شاملو
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)

5 نظر:
آن روز خواهد آمد
روزی که برای کبوترهایمان دانه بریزیم
روزی که قلب
برای زندگی بس است
و بوسه...
سلام،
با سایت شما تازه آشنا شدم. مطالب جالبی دارید.
موفق و پیروز باشید.
امشب وبلاگتان را دیدم از نوشته های قبل تر هم خواندم به خصوص نوشته های اول اول را به نظرم فلسفی تر از نوشته های جدیدتان است شاید هم من اشتباه می کنم اما وبلاگ خوبی دارید.
ساره صمدیانی
و بوسه و بوسه و بوسه که بیش از هرچیزی زمین این دیار به آن تشنه است
با اینکه خوب می نویسید دیر به دیر به روز می شوید حوصله آدم سر می رود
ساره صمدیانی
ارسال يک نظر