نقطه نظر
سد و تاریخ
آنچه امروز در ماجرای فیلم سیصد به وجود آمده است را می توان از یک جهت به ناتوانی ما در فهم تاریخ بازگرداند. در واقع نقطه ی برتری یونانیان بر ایرانیان، آنچنان که امروز از پس سده های پرشمار در فیلمی همچون سیصد دیده می شود، نه توانایی در بردن یک پیکار، که آشنایی با مفهوم تاریخ بوده است. میان نوشتن تاریخ و برنده بودن رابطه ای هست. گفته اند که تاریخ را برندگان می نویسند اما با نوشتن تاریخ نیز می توان برنده را تعیین کرد
ما برخی جنگها را باخته ا یم، برخی را نیز برده ایم اما دریغا که نوشتن همه ی تاریخ را به دیگران واگذار کرده ایم. آنچه برای ما مانده است، تصویری است درهم شکسته از گذشته ای که تکه هایش را تنها در نمونه هایی همچون کار سترگ فردوسی می توان یافت. کاری سترگ اما نه در کار تاریخنگاری. از همین رو است که کتابهایی همچون "یونانیان و بربرها" نوشته ی امیرمهدی بدیع، که در آنها ما با روایتی ایرانی اما تاریخنگارانه از رویارویی میان ایران و یونان روبرو می شویم؛ درخور آن اند تا جایگاهی بهتر از آنچه هست در میان ما داشته باشند اینکه پنجاه سال به درازا می کشد تا کتابی اینچنین باارزش برای ایرانیت، به فارسی برگردانده شود، خود نشانه ی آن روزگار درازی است که باید کوشید تا ایران بار دیگر قد برافرازد. ایرانی که دولتمردانش می فهمند با سد زدن می توان آب را اندوخت و از توانش بهره گرفت اما توانی را که ملتی می تواند در پیوستن سده های پرشمار بیندوزد نمی فهمند
آنچه امروز در ماجرای فیلم سیصد به وجود آمده است را می توان از یک جهت به ناتوانی ما در فهم تاریخ بازگرداند. در واقع نقطه ی برتری یونانیان بر ایرانیان، آنچنان که امروز از پس سده های پرشمار در فیلمی همچون سیصد دیده می شود، نه توانایی در بردن یک پیکار، که آشنایی با مفهوم تاریخ بوده است. میان نوشتن تاریخ و برنده بودن رابطه ای هست. گفته اند که تاریخ را برندگان می نویسند اما با نوشتن تاریخ نیز می توان برنده را تعیین کرد
ما برخی جنگها را باخته ا یم، برخی را نیز برده ایم اما دریغا که نوشتن همه ی تاریخ را به دیگران واگذار کرده ایم. آنچه برای ما مانده است، تصویری است درهم شکسته از گذشته ای که تکه هایش را تنها در نمونه هایی همچون کار سترگ فردوسی می توان یافت. کاری سترگ اما نه در کار تاریخنگاری. از همین رو است که کتابهایی همچون "یونانیان و بربرها" نوشته ی امیرمهدی بدیع، که در آنها ما با روایتی ایرانی اما تاریخنگارانه از رویارویی میان ایران و یونان روبرو می شویم؛ درخور آن اند تا جایگاهی بهتر از آنچه هست در میان ما داشته باشند اینکه پنجاه سال به درازا می کشد تا کتابی اینچنین باارزش برای ایرانیت، به فارسی برگردانده شود، خود نشانه ی آن روزگار درازی است که باید کوشید تا ایران بار دیگر قد برافرازد. ایرانی که دولتمردانش می فهمند با سد زدن می توان آب را اندوخت و از توانش بهره گرفت اما توانی را که ملتی می تواند در پیوستن سده های پرشمار بیندوزد نمی فهمند
